بیانیه مأموریت های گذشته

سازمان غیر انتفاعی ما، به نام ایران و آینده اش، هنگامی به ثمره رسید که خانم امید در یک گفتگوی رادیویی زنده در لوس آنجلس ، با پخش مستقیم در ایران، شرکت داشت. یکی از شنوندگانی که از ایران تماس گرفته بود، از خانم امید پرسید: "خانم امید، شما برای خود کتابی نوشته اید، خوشا به حالتان، ولی برای کشور خود چه کرده اید؟"

این پرسش، کلمات جاودانه جان اف کندی را یادآور شد که گفته بود: "نگویید کشورم برای من چه کرده، بگویید که من برای کشورم چه کرده ام."

صبح روز بعد، خانم امید با چند نفری از آشنایان تماس گرفت و بلافاصله مقدمات ثبت سازمان غیر انتفاعی را برای کمک به مردم ایران و برای ایجاد پلی ارتباطی بین مردم ایران و جهانیان فراهم آورد.

بطور معمول ثبت سازمانهای غیرانتفاعی در ایالات متحده بین ۴۰ تا ۱۶۰ روز، بسته به میزان پیچیدگی مأموریت سازمان ، به طول می انجامد. کسب اجازه ایران و آینده اش 501c3 ، مدت ۱۷ ماه به طول انجامید. مجوز سازمان پس از دو بار رد شدن، تأیید شد و دلیل آن این بود که برداشت IRS از سازمان ما این بود که وابسته به رژیم ایران یا عوامل آن است.

با همکاری بین غزل امید و IRS ، سوء تفاهم ها رفع شد و خانم امید در نهایت توانست به مردم داخل ایران کمک کند. ایران و آینده اش یکی از اندک سازمانهای غیر انتفاعی است که برای کمک به زنان و کودکان نیازمند و کسانی که در داخل ایران نیاز به کمک دارند، مانند زندانیان سیاسی، در ایالات متحده مجوز قانونی گرفت.

در هر حال، تحریم ها سبب شد که ما نتوانیم از هیچگونه USAID برای کمک به این افراد استفاده کنیم، حتی با اینکه با اعضای دولت آمریکا تماس گرفته شد و آنان مراتب تأسف خود را از تحریم کودکان ایرانی، همراه با تحریم رژیم ایران، ابراز داشتند. به همین زودی زود، دریافتیم که مهم نیست که چه بدانید، بلکه مهم این است که چه کسی را در واشنگتن بشناسید.

بین سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰، وفادارانه به مأموریت خود، بر تن لخت رزمندگان راه آزادی که در زندانهای سرد به سر می بردند، جامه کشیدیم و برای خانواده های ایشان خوراک و معاش تهیه کرده اجاره خانه شان را پرداخت کردیم. آنان که در داخل زندانهای ایران نیازمند کمک های پزشکی و دندانپزشکی بودند، یاری دادیم. برای آزادی زندانیان فعالیت های بسیار کردیم، و با جلسات و مذاکراتی که با اعضای سازمان ملل و سازمان عفو بین الملل داشتیم، در نهایت موفق شدیم.

وقتی که نوبت به قساوت دولت های مذهبی دیگر مانند عربستان سعودی رسید، سازمان غیر انتفاعی ما و غزل امید خستگی ناپذیر بودند و به یاری زن جوان سعودی شتافتند که پس از تجاوز دست جمعی توسط ۱۴ مرد، به ۲۰۰ ضربه شلاق و ۶ ماه حبس محکوم شده بود. این زن جوان بزودی توسط شاه فقید عفو شد، ولی همانند بسیاری از دیگر قربانیان تجاوز، بزودی از صحنه توجه عام محو شد.

با اینکه سازمان ما عنوانی ایرانی دارد، ولی مأموریت ما برای حفظ حقوق بشر و حقوق کودکان، شامل همه کسانی می شود که صرف نظر از ملیتشان، نیازمند یاری هستند.

از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰، با کمک تعدادی دندانپزشک خیرخواه، برنامه ای را تدوین کردیم و هر یک از آنان ماهی یک روز به زنان و کودکان بدون بیمه، خدمات دندانپزشکی ارایه کردند.

حتی با وجود مباحث عدیده درباره وضعیت سلامت در ایالات متحده، دسترسی به خدمات دندانپزشکی برای برخی، همچنان دست نایافتنی است. مراقبت های دندانپزشکی ارزشی حیاتی در سلامت عموم دارد؛ سلامت دهان و دندان باعث کاستن مراجعات مکرر به بخشهای اورژانس می شود، که این به نوبه خود، از بار مالی وارد شده به مالیات دهندگان می کاهد.

در این راستا، با یکی از خیریه های شناخته شده باهیا (Bahia)، به نام مرکز عدالت تهیری (Tahirih Justice Center) همکاری را آغاز کردیم، و نتایج به دست آمده از این پروژه آزمایشی، بسیار بیشتر از دستاوردهای مورد انتظار ما بود.

بین سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، غزل امید شخصا نمایندگی تعداد زیادی زندانی سیاسی را از جانب آنها بر عهده گرفت.

در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، غزل امید یکی از مهمانان ثابت شبکه خبری فاکس نیوز بود و درباره مسایل ایران و مقولات مربوط به خاور میانه اظهار نظر و گفتگو می کرد.

در یک مقطع خاص، نیل کاووتو (Neil Cavuto) که در فاکس نیوز کار می کرد، به غزل امید ایمیلی فرستاد که طی آن از غزل امید می خواست که به بینندگان فاکس نیوز بگوید «ایران بمب هسته ای دارد و در صدد حمله به آمریکا است». غزل نیز بلادرنگ پاسخ داد که «حتی ریاست جمهور شما هم نمی تواند چنین ادعایی بکند!»

از آن زمان به بعد، فاکس نیوز یکی از نمایندگان مجاهدین خلق مستقر در آمریکا را به عنوان تهیه کننده و مشاور امنیتی ملی به خدمت گرفته است. مجاهدین خلق گروهی است که بسیاری از اعضای خود را که قصد خروج از فرقه مجاهدین را داشتند، به علاوه هزاران کرد ایرانی را کشتار کرده است. تا به امروز، گروه مجاهدین خلق چهار بار غزل امید را به مرگ تهدید کرده است، یک بار در سال ۲۰۰۶ و سه بار در سال ۲۰۱۰. در یکی از این موارد، تهدید کرده اند که غزل امید را زنده زنده مقابل سازمان ملل به آتش بکشند.

طی سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ شاهد جمع آوری کمک های مالی برای «زندانیان سیاسی» توسط این گروه، و در واقع سوء استفاده از این «مبارزان راه آزادی» در جلب توجه بینندگان و برای افزودن به درجه اعتبار برنامه های تلویزیونی و رادیویی خود بودیم، که البته این به بهای جان ارزشمند انسانها در ایران ختم می شد.

حتی شاهد بودیم عده ای که دوستان با نفوذی در واشنگتن دی سی داشتند، کمک های مالی هنگفتی از طریق سازمانهای غیر دولتی دریافت می کنند. ما با چنین کلاهبرداری هایی هیچ ارتباطی نداریم، که «صاحب نظران» خود را با عکس و آلبوم های بیشمار به همراه سیاستمداران در شبکه های اجتماعی به نمایش بگذاریم. همچنین شاهد بوده ایم که سازمانهایی مانند PEN USA ، PEN International ، یا سازمان عفو بین الملل، از جنایتکارانی بی ارزش و عامی در نقش جنگاوران ایرانی راه آزادی استفاده می کنند؛ سازمانهایی که حتی وقتی مطلع شدند که این تخم مرغ دزدها در واقع رزمندگان راه آزادی نیستند، حاضر نشدند که از موضع خود عقب نشینی کنند، چرا که اطلاعات نادیده گرفته شده آنها در اختیار عامه مردم بوده و پذیرفتن اینکه این سازمانها اشتباه کرده اند به شهرت آنها لطمه می زند، و در نهایت از کمک های مالی دریافتی آنها می کاهد.

و به همین دلیل در سال ۲۰۱۰ تصمیم گرفتیم که از مقولات سیاسی فاصله گرفته و به خدمت به مردمان جامعه جهانی بپردازیم، و دیگر تهدید به مرگ نشویم و برای افزایش اعتبار سرویسهای خبری بازیچه دست شبکه های خبری نشویم.